دنیای وارونه
|
|
پدربزرگ هَفسالگیش یادش نیست !
تو زورخونه صدای فریادش نیست ! شیرینِ قصه دیگه تلخه،تلخه ! این همه صخره یکی فرهادش نیست ! هیشکی نگاشُ به صدا ندوخته ! دنیای وارونه رُ باش ! عصرِ فراموشیِ خاطراته ! ببین ! ببین ! ساعتِ قصه خوابه ! دنیای وارونه رُ باش ! شعر از یغما گلرویی نوشته شده توسط مهدي | لینک ثابت | موضوع: |
|
|