تبليغاتX
دنیای وارونه






جسارت 

شايد كمي جسارت...
اندازه يك دانشجوي انصرافي!
نوشته شده توسط مهدي | لینک ثابت | موضوع: |

سرنوشت 

به تقويم كه نگاه مي كنم فردا 29 دي رو نشون ميده كه نوشته عاشوراي حسيني، روز هواي پاك.

اما انگار يادش رفته كه تولد منم هست.

22 سال گذشت از روز تولدم و وارد بيست و سومين سال از زندگي مي شم.

اما تو شناسنامم 29 شهريور ثبت شده و شايد 4 ماه پيش وارد بيست و سومين سال زندگيام شده باشم.

به اين فكر مي كنم كه اگر پدرم شناسنامم رو دستكاري نميكرد چي مي شد؟

يك سال ديرتر به مدرسه ميرفتم، معلوم نبود با چه كساني در مدرسه آشنا و دوست ميشدم، شايد يكي از همين دوستهايي كه نميدونم كي بودن مسير زندگيمو عوض مي كردن، شايد رشته تحصيليمو به خاطر يه دوست عوض ميكردم و هزاران شايد ديگه كه معلوم نيست چي بودن...

يعني به همين راحتي سر نوشتم با يه تاريخ تو شناسنامه عوض شد.

حالا كه نگاه مي كنم نه خيلي پشيمونم و نه خيلي راضي.

البته شايد خيلي فرصت تو زندگيم داشتم كه به خاطر درك نكردنشون نتونستم استفاده كنم شايد به خاطر اين بود كه زود فرصتها بهم داده شد ومن قدر شو ندونستم.!

 ولي خيلي دوست داشتم كه تاريخ تولدم تو شناسنامم با تاريخ تولد واقعيم يكي باشه.

نوشته شده توسط مهدي | لینک ثابت | موضوع: |

توهم 

شما اگر همچين جايي باشيد براتون ذغال بندازن چي كار مي كنيد؟


من خودم شايد يه گيتاري چيزي مي كشيدم ولي اگر حميد (آشوبگر) بود مطمئنم اول يه قليون مي كشيد بعد همين ذغالو روشن ميكرد ميزاشت رو قليون مي كشيد.

پ.ن: هر كي اومد بگه چي مي كشه و چي كار مي كنه؟
نوشته شده توسط مهدي | لینک ثابت | موضوع: |

اينترنت پر سرعت 

اينترنت پر سرعت (ADSL) تو ايران بيشتر شبيه به يك پارادوكس هست
يه چيز تو مايه هاي روشن تر از خاموشي يا پر از خالي و ...

نوشته شده توسط مهدي | لینک ثابت | موضوع: |

قدر داني 

خدايا به خاطر فرمان هيدروليكي كه هنگام رانندگي در برف به ما اعطا مي كني تو را سپاسگذاريم.

پ.ن: ماشينمون فرمون هيدروليك نداره عقده اي شدم.

نوشته شده توسط مهدي | لینک ثابت | موضوع: |

بدون شرح 

ساعت 11:15 صبح. موبايلم زنگ مي خورد. كد شهرستان محل تحصيلم با شماره اي ناشناس.

اون: سلام

من: سلام

اون: از آموزش و پرورش تماس ميگيرم ميخواستم در مورد يكي از هم كلاسي شما به نام ... تو دانشگاه تحقيق كنم. آقاي ... قراره تو مدرسه واسه تدريس استخدام بشن.

من: بفرماييد

اون: آقاي ... چطور آدمي بود؟

من: آدم خوبي بود.

اون: آقاي ... تيپش چطور بود؟

من: تيپ معمولي داشت.

اون: يعني ساده بود، شلوار جين نمي پوشيد؟

من: نه تيپ ساده اي داشت.

اون: آقاي فلاني ريش داشت يا ته ريش ميزاشت؟

من: تقريبا ته ريش داشت.

اون: آقاي ... اهل نماز و روزه بود؟

من: بله بود.

اون: آقاي ... مسجد دانشگاه ميامد ؟

من: بله

اون: آقاي ... هر روز ميامد يا نه؟

من: نميدونم ولي من ديده بودمش كه ميامد.

اون: آقاي ... دركل چطور آدميه قابل اعتماده يا نه؟

من: پسر خوبي بود من كه بهش اعتماد داشتم!

اون: آقاي ... اهل نماز جمعه و راهپيمايي بود يا نه؟

من: آقا من ساكن تهران هستم ايشون كه ساكن شهر خودتونه من اونجا نماز جمعه نميامدم(حالا فكر نكنيد ميرم نماز جمعه تهران)

اون: آقاي ... به رهبري و انقلاب اعتقاد دارن يا نه؟

من: والا من مخالفتي نديدم.

اون: ممنون.

من: خواهش مي كنم.

 

پ.ن: 1. از اينكه به عنوان عامل جمهوري اسلامي ايران استفاده شدم واقعا شرمندم.

2. خداييش من اون موقع كه اونجا درس ميخوندم موبايل نداشتم نميدونم شماره منو از كجا پيدا كردن؟؟؟!!!!

3.اميدوارم يه روزي از كسي در مورد من اينجوري تحقيق نكنن.

 
نوشته شده توسط مهدي | لینک ثابت | موضوع: |

ترس 

من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم
دین را دوست دارم ولی از کشیش ها میترسم
قانون را دوست دارم ولی از پاسبان ها می ترسم
عشق را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم
کودکان را دوست دارم ولی از آیینه می ترسم
سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم
من میترسم پس هستم! این چنین میگذرد روز و روزگار من
من روز را دوست دارم ولی از روزگار میترسم

پ.ن: از لينك زير ميتونيد براي دانلود اشعار مرحوم حسين پناهي با دكلمه خودش استفاده كنيد.

http://asheghane.blogspot.com/2005/07/01-02-03-04-05-06-07-08-09-10-11-12-13.html

نوشته شده توسط مهدي | لینک ثابت | موضوع: |

مي خوام مرد بشم 

بالاخره رسيد
نامه اي كه 2 هفته منتظرش بودم. ميدونستم ضد حال ميزنه
نامه ي مرد شدنم:
نوشته آقاي ... ساعت 6 صبح مورخه 87/04/01 به آدرس: تهران -ميدان سپاه - سازمان وظيفه عمومي مراجعه فرماييد.
آخه بابا تير هم شد ماه اعزام! بابا يه سال 12 تا ماه داره چرا بايد تو گرمترين ماهش من اعزام بشم.

آخه من نميدونم تو كدوم مملكت رسم كه واسه 2 سال مفت كار كردن بايد 6 ماه تو نوبت واستي!!!!!!!!!

نوشته شده توسط مهدي | لینک ثابت | موضوع: |